السيد الخميني
25
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
هان اى عزيز گوش دل باز كن و دامن همت به كمر زن و به حال بدبختى خود رحم كن ، شايد بتوانى خود را به صورت انسان گردانى و از اين عالم به صورت آدمى بيرون روى كه آن وقت از اهل نجات و سعادتى . مبادا گمان كنى اينها موعظه و خطابه است ؛ اينها همه نتيجهء برهان حِكمى حكماى عظام و كشف اصحاب رياضت و اخبار صادقين و معصومين است ؛ در اين اوراق بناى اقامهء برهان و نقل اخبار و آثار زياد نيست . فصل در بيان جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت بدانكه وهم و غضب و شهوت ممكن است از جنود رحمانى باشند و موجب سعادت و خوشبختى انسان گردند ، اگر آنها را تسليم عقل سليم و انبياء عظيمالشأن نمايى . و ممكن است از جنود شيطانى باشند ، اگر آنها را سرخود گردانى و « وهم » را بر آن دو قوّه با اطلاق عنان ، حكومت دهى . و اين نيز پوشيده نماند كه هيچيك از انبياء عظام - عليهم السلام - جلو شهوت و غضب و وهم را بهطور كلى نگرفتهاند ، و هيچ داعى الىاللَّه تاكنون نگفته است بايد شهوت را بهكلى كشت و نائرهء غضب را بهكلى خاموش كرد و تدبير « وهم » را از دست داد ؛ بلكه فرمودهاند بايد جلو آنها را گرفت كه در تحت ميزان عقلى و قانون الهى انجام وظيفه دهند ؛ زيرا اين قوا هر يك مىخواهند كار خود را انجام دهند و به مقصود خويش نائل شوند اگر چه مستلزم فساد و هرج و مرج هم شود . مثلًا نفس بهيمى مستغرق شهوت خودسر عنانگسيخته مىخواهد مقصد و مقصود خود را انجام دهد ، اگر چه به زناى با محصنات در خانهء كعبه باشد . و نفس غَضوب خودسر مىخواهد انجام مطلوب خود دهد ، اگر چه مستلزم قتلِ انبيا و اوليا گردد . و نفس داراى واهمهء شيطانيه مىخواهد كار خود را انجام دهد ، اگر چه مستلزم فساد در ارض باشد و عالم درهم و برهم گردد . انبيا - عليهم السلام - آمدند ، قانونها آوردند و كتابهاى آسمانى بر آنها نازل شد كه جلوگيرى از اطلاق و زيادهروى طبيعت كنند و نفس انسانى را در تحت قانون عقل و